بررسي علل و عوامل نظري و نداليسم در ميان
بررسي علل و عوامل نظري و نداليسم در ميان جوانان
Top of Form
Bottom of Form
چكيده : مقاله حاضر ميكوشد با كمك مباحث نظري و اطلاعات تجربي به دست آمده از تحقيق به بررسي علل پديده و نداليسم در تهران بپردازد. در ادامه بحث پيرامون ويژگيهاي افراد جوان متمايل به ناهنجاري در اين راستا با كاربرد روش پيمايش سعي شده است كه اطلاعات مورد نياز با توجه به اهداف و فرضيبههاي تحقيق جمعآوري شود. اهداف پژوهشي عبارتند از
1) شناخت نظري پديده و نداليسم از ديدگاه صاحبنظران 2)شناخت زمينهها زمينهها و عوامل گرايش جوانان به اعمال و نداليستي و همچنين شناخت علل رواني و اجتماعي رفتارهاي ونداليستي و پيدا كردن راه حلي مناسب براي رفع يا كم كردن اين معضل از اهداف اصلي اين پژوهش است. فرضيات تحقيق عبارتند از بررسي رابطه بين شخصيت و رفتار فرد در خانواده و تمايل به رفتار نا به هنجار (ونداليسم)، بررسي رابطه ميان گذران اوقات فراغت با كارهاي خطرناك و هيجان آور و تمايل به رفتار نا به هنجار (ونداليسم)، بررسي رابطه بين تحريك پذيري فرد و تمايل به رفتار نا به هنجار ، بررسي رابطه بين جلب توجه مردم و تمايل به رفتار نا به هنجار، بررسي رابطه بين عدم قدرت قضاوت فرد و تمايل به رفتار نا به هنجار، بررسي رابطه بين عصبانيت و تمايل به رفتار نا به هنجار بررسي رابطه بين عدم رشد كافي شخصيت و عدم جامعه پذيري فرد و تمايل به رفتار نا به هنجار، بررسي رابيطه بين كمبود توجه يا توجه بيش از حد و تمايل به رفتار نا به هنجار كه در قسمتهاي بعدي مقاله راجع به نتايج به دست آ”مده بحث خواهد شد و قابل ذكر است كه در اين راستا و با توجه به نتايج به دست آمده راهبدها و پيشنهاداتي به عنوان راهكار عملي مطرح خواهد شد.
طرح مسئله :
در شرایطی که همبستگی متقابل فرد و جامعه از میان برود و فرد نتواند به کمک مکانیزم ها و ابزار هایی که جامعه در اختیارش قرار می دهد به اهدافش دست یابد در نتیجه از راهای دیگری که خلاف است سعی میکند به آن اهداف برسد در نتیجه می گوییم که فردنابهنجار شد و وقتی این حالت به صورت عام در جامعه شیوع پیدا می کند می گوییم جامعه دچار آنومی یا نا بسامانی شد و به عبارتی با از بین رفتن ارزشها و هنجار یا ضعیف شدن هنجار ها و ارزشها اعضای جامعه دیگر ارزشها و اهداف مشترکی را قبول ندارند .
به نظر مرتون:((بی هنجاری هنگامی به وقوع می پیوندد که فرد قادر نباشد با وسائلی که جامعه مشخص کرده به اهداف خود دست یابد و عکس العمل طبیعی این وضعیت روی آوردن به این انحراف است))،(فرجاد ،1382،ص 12).
نابهنجاری ها در قالبهای مختلفی در جامعه ظهور پیدا می کنند مانند سرقت ،اعتیاد،فرار از خانه،فحشا... که ناشی از طلاق ،اختلافات والدین،ستیز خانوادگی و ...... .
یکی از این نابهنجاری ها گرایش جوانان به تخریب می باشد که تخریب در نوع خود می تواند شامل تخریب اموال عمومی،فضای سبز،جاده ها ،دیوارها،..... باشد . که چنین فردی را در اصطلاح جامعه شناسان وندال می گویند و کسی که گرایش به این گونه تخریب ها دارد را وندالیسم نامیده می شود . تخریب اموال عمومی از سوی جوانان و نو جوانان دارای عواض و پیامدهای ما د ی و معنوی می باشد . اما در نگاه دقیق تر به این قضیه می توان ابعاد عوارض انسانی را بسیار فراتر دید لذا با توجه به اینکه اکنون به دفعات شاهد تخریب اموال عمومی مانند کیوسک های تلفن ، اتوبوس ها ، کندن جاده ها ، خراب کردن دیوارها ، شکستن شیشه های مغازه ها و به هم ریختن ورزشگاهها از سوی جوانان و نوجوا نا ن بو د ه ا یم لذ ا در ا ین پژ و هش ، بیشتر به د نبا ل علل و عو ا مل ر خ دا د ن چنین ر فتا ر ها ی نا بهنجا را نه از سو ی جو ا نا ن بو د یم. تلا ش ما در این تخقیق بر این بو د که با دید گا هی علمی به بر ر سی پد ید ه وندا لیسم در شهر تهر ا ن بپر دا زیم که در قسمت نتا یج و جمعبند ی به آن اشا ر ه می شو د.
مقدمه
اگر چه به زعم آسيب شناسان اجتماعي همه صور و انواع نابهنجاريها و نژندهاي اجتماعي چون سرقت، قتل، قمار، قاچاق، خودكشي ،فحشا؟ء، اعتياد.الكليسم، ونداليسم و نظير آن، معلول سازگاريهايي است كه بر روابط فرد و جامعه حاكم است، مع الوصف بايد توجه داشت كه در همه دورههاي تاريخي بنا به ماهيت و طبيعت ساختارها ،سازمانها، نهادها و روابط اجتماعي توليد ، صور، اشكال و انواع خاصي از كجرويها و ناهنجاريهاي اجتماعي در جوامع بروز و نمود يافته است. از اين رو در برخي از دورههاي تاريخي بعضي از رفتارها، رفتارهاي نژند يا كجرو تعريف كردهاند. رفتارهاي نژند جديدي، نيز كه خاص جامعه جديد است، موطرح شدهاند، به عبارت ديگر با تغيير ساختارها و مناسبات اجتماعي، نه تنها اشكال و انواع جديدي از نا به هنجاريها پديد آمدهاند بلكه ميزان شيوع و رواج و نيز معني و مفهوم آنها تغيير يافتهاند. شايد سخن دور كهايم (1343، ص 94) شاهد صائبي بر اين مدعا باشد كه: ونداليسم در زمره آن دسته از انحرافات و بزهكاريهاي است كه در جامعه جديد نمود و ظهور يافته است. ژانورن (1963)، ويلينسن (1995)، هوبر(1991)و گلداستون (1998) آن را برخي مدرن و نوظهور دانستهاند كه به مثابه معضلي اجتماعي تا نيم قرن پيش مطرح نبود.
به زغم اين صاحب نظران عصيان روز افزون انسان، علي الخصوص نسل جوان، در برابر تحميلات اجتماعي و نيروهاي قاهر و سركوبگر بيروني نه تنها مبين احساس اجحاف و درماندگي آنها بلكه گوياي خشم وپرخاشگري آنان در اثر احساس اجحاف و درماندگي است از اين رو ونداليسم برخي نوظهور و مدرن در جامعه جديد است كه عكس العملي است خصمانه و واكنشي است كينه توازنه به برخي از صور فشارها، تحميلات، ناملايمات، حرمانها، اجحاف ها و شكستها.
درستون جامعه شناسي انحرافات و آسيبشناسي اجتماعي با ونداليسم دكر را به مفهوم داشتن نوعي روحيه بيمارگونه به كار رفته كه مبين تمايل به تخريب آگاهانه، ارادي و خود خواسته اموال، تاسيسات و متعلقات عمومي است (ويكلينسن،) كلارك، 1991) معالوصف بايد توجه داشت كه اغلب صاحب نظران و محققان آن را به مثابه جنايتي خرد و از انواع بزهكاري جوانان به شمار آوردهاند (مير وكلينارد 1986، ژانورن 1963) در كشورهايي كه داراي نظام منظم ثبت اطلاعات مربوط به ميزان خسارت ناشي از ونداليسم در بخشهاي مختلف هستند. آمارهاي ترخيص شده حكايت از وسعت، شدت، دامنه، تعدد و تنوع ونداليسم در بخشهاي خدمات، محيط ريست ، آموزش، بهداشت، تفريحات و نظاير آن و نيز سنگيني خسارات وارده و هزينههاي تعويض و تعمير وسايل و اشياي (تخريب شده دارد.(كلارك، 1991، هوبر:1991) قابل ذكر است تا قبل از زمستان 1374 كه نخستين تحقيق منظم در باب علل و شيوع ونداليسم در تهران بزرگ به همت شهرداري تهران و موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران انجام يافت،(محسني تبريزي، 1374)با اطلاعات قليل و دانش محدودي در باب ونداليسم به ويژه در تهران كه بزرگترين حوزه كشوري است.وجود دانست.در حال حاضر تحقيقات محدودي هم در گوشه و كنار صورت گرفته است.در حقيقت در اين تحقيقات به دنبال بررسي ريشهاي علل و عوامل پديده ونداليسم در جامعه هستيم.اميد است كه اين تحقيق بتواند نماي كگوچكي را از ونداليسم به تصوير بكشد و راهكارهاي به دست آمده در اين مورد بتواند قدمي هر چند كوتاه در راه برداشتن معضل ونداليسم در جامعه بردارد
مبنا ی نظر ی وندا لیسم:
روانشناسان، جامعه شناسان هر كدام به تنهايي كفايت لازم را در تبين علل رفتار آدمي را نداشته و غالباً اسير تنگ نظريها ، تك سبب بينيها و تقيدات و تعصبات حوزههاي نظري خود هستند. در مكتبهاي جامعهشناسي، سازمانها، ساختارها و نهادهاي اجتماعي و فرهنگي به مثابه واقعيتهاي اجتماعي علت رفتار آدمي به حساب آمدهاند و رفتارهاي بزهكارانه را معلول ساختارهاي اجتماعي و فلرهنگي دانستهاند، در مقابل روانشناسان و بويژه روانكاوان آن را معلول كاركرد نيروهاي سركش دروني پنداشتهاند. گروهي از صاحب نظران نيز در مقابل به تعامل ميان فرد و جامعه در فراگرد رفتار اشاره كردهاند. رويكرد آنان بيشتر به روانشناسي اجتماعي نزديك است و فرد و جامعه را توماً و در كنشهاي متقابل در جريانات رفتاري دخيل ميدانند. «و بر اين اصل اصرار ميورزد كه انسان در عين حال كه سازنده جامعه و واقعيات اجتماعي است زير نفوذ توليدات خود نيز قرار دارد و به قول ايان تايلور رابطهاي كه ميان انسانها و جامعه است يك رابطه دياكلتيك است و اين را در تمام مراحل گژ رفتاري ميبايد در نظر آورد. (تايلور، 1973 صص 3-1) در زير به پارهاي از نظرياتي كه در تعيين الگو و مدل تحقيق موثر بودهاند ميپردازيم.
بيگانگي و ونداليسم
دربسياري از تحقيقات (تايلور 1973، فلكس 1986، استفنس مير 1989، گلداستون 1990، كلارك 1991 و...) به اين نتيجه رسيدهاند كه وندالها و جوانان بزهكار به طور دراماتيك يكي از بارزترين و مشهورترين گروههاي بيگانه در جامعه معاصر هستند. به زعم اين صاحب نظران وندالهاي بيگانه معمولا در خانههايي غير منضبط با والديني سر در گم و مردد و نامطمئن درماندگي و احساس اجحاف خود را به صورت قهرآميز پرخاشگرانه در مقابل نسل بزرگتر، صاحبان قدرت و همه نهادها و سازمانهاي تاسيس شده در جامعه نشان ميدهند. اين امر شايد با بحث لوئيس فيوئر (1973) در باب منشا انتسامي و رواني بيگانگي نسل جوان و روحيهي انتقامجويي و رفتار توام با خشونت و ويرانگرايانهي آنان مرتبط باشد. فيوئر آن را «تدبير ناخودآگاه» مينامد. مينويسد.
«احساسات و عواطف صادره از ناخودآگاه جوان كه ناشي از ستيز نسلهاست خود را در جهان نامتعارف و غير عقلايي به طور بارزي نمودار ميسازد.» (فيونر، 1973، ص8) به نظر فيوئر، بيگانگي رواني خود را در صور رفتارهاي نابهنجار نظير ونداليسم، خشونت، ميل به انتقامجويي و نظاير آن بورز ميدهد. از اين رو بيگانگي ماهيتا امري نابهنجار و جرم زاست. اين نوع برداشت در مقابل آن دسته نظريههاي ماركسيتي قرار دارد كه بيگانگي را امري طبيعي، مولد و آفريننده ميبينند. (محسن تبريزي، 1370، صص 73-25) در اين ميان نظريه پردازان مختلفي مانند: كنيستون، ريچارد فلكس، ... نظريات مختلفي درارهي بيگانه شدن وندالها از ارزشهاي جامعه و خانواده جست ميكنند و بواقع بيگانگي معلول تربيت خانوادگي و تضاد ديدگاههاي خانواده ، با جامعه با... ميدانند.
ونداليسم در نظريهخهاي ناكامي، احساس اجحاف و پرخاشگري:
فرويد از طرفداران نظريههاي ناكامي و پرخاشگري بر اين عقيده است كه انسان با عريزه مرگ زاده ميشود. هنگامي كه اين غريزه متوجه درون شود به صورت تنبيه و مواخذه خود ظاهر ميگردد و در موارد افراطي منجر به خودكشي ميشود. هنگامي كه اين غريزه متوجه برون گردد به صورت خصومت، خشونت، آزار و اذيت، ونداليسم، تخريب وقتل تجلي مينمايد. فرويد معتقد است كه اين نيروي پرخاشگرانه ميبايد به طريقي تخليه شود و چنانچه اين تخليه صورت نگيرد فرد را با كسالت ، رخوت و ناآرامي روبرو خواهد ساخت. فرويد مصر است كه جامعه ضرورتي حياتي در كنترل و مهار غريزه خشم انسان است و او را ياري ميدهد تا از آثار مخرب اين نيرو بكاهد و آن را به رفتاري مفيد و پسنديده بدل نمايد (ارونسون، 1369 ، صص 162-3)
از ديدگاه فرويد و برخي از روانكاوان، خشم و پرخاشگري مولود و محصول موقعيتها و شرايط نامطلوب و نامطبوع از قبيل دلتنگي، ورشكستگي، درد، حزن، اندوه، و نظاير آن است. روانكاوان دست كم سه شيوه براي پالايش نيروي پرخاشگرانه پيشنهاد كردهاند.
1) صرف آن در فعاليتهاي بدني، از قبيل بازيهاي ورزشي دودين، جست و خيز ، مشت زدن و نظاير آن 2) شتغل به پرخاشگري خيالي و غير مخرب 3)اعمال پرخاشگري مستقيم،حمله به فرد يا موضوع ناكام كنند.آزار و اذيت، ناسزا گفتن، صدمه زدن، تخريب و ديگر رفتارهاي معطوف به ويرانگري
امروزه اغلب شواهد دلالت بر اين موضوع دارد كه پرخاشگري مستقيم نياز به پرخاشگري بيشتر را كاهش نميدهد. به عبارت ديگر آسيب رساندن به ديگري، احساسات مخفي پرخاشگر را نسبت قرباني افزايش ميدهد و در نتيجه منجر به پرخاشگري بيشتر ميشود. اورستون متذكر ميگردد كه خشونت تمايل به خشونت را كاهش نميدهد بلكه به عكس خشونت موجد خشونت است. (اروسنون، 1369، صص183-84)
نظريه برآيند كلارك
آركلارك (كلارك) كوشيده است با ا رائهي مدلي علي – توصيفي به تمايل مسير مجموعهاي از متغيرهاي متعامل اجتماعي و روانشناسي در فرآيند پيدايي رفتار ونداليسمي بپردازد. كه در شكل زیر تلاش ميكنيم نظرات ايشان را در قالب يك نمودار به تصوير بكشيم.
ضعيت اجتماعي، اقتصادي و جمعيتي / (X3 ) شخصيت مجرمانه (X2) تارث (X1) محيطهاي نخستين تربيتي و تجارب دوران کودكي
- جوان - پرخاشگري - IQ پايين - طلاق (جدايي) والدين
- مرد - برونگرا - عقب افتادگي ذهني - عدم تعادل در سيستم پاداش و مجازات
- غير ماهر - عكس العملي - عارضه جسمي و نقص عضو - تنبيه بدني در خانه
- مجرد - ضد جامعه - مضطرب از نظر احساسي و عاطفي - پدر مجرم و والدين بي بند و بار
- ماهر - انتقامجو - بيماري رواني و اختلال شخصيتي
(X7)شرايط و وضعيت مكان و موضوعات مدد و تخریب (X6) بحرانها و وقايع زندگي: (X7) وضعيت فعلي زندگي:
(Y) تمايل به عمل ونداليسم - خيابانهاي خلوت و فاقد گشت پليس - درگيري در مدرسه - مساكن در مناطق فقيرنشين و پايين شهر
- محلهاي متروك، اماكن مخروبه و خانه هاي خالي - تنبيه بدني در خانه و مدرسه - رفقاي بزهكار و منحرف
- تأسيسات عمومی پر ازدحام - مشكلات تحصيلي و عملكرد ضعيف - علاقمند به ورزش، هواخواه فوتبال
- لوازم، اشياء و اماكن تخريب شده قبلي - دوستان دستگير شده - اجاره نشين
- خانه تنگ و حقير
(X8) جريانات شناختي، ادراكي، انگيزه اي:
- ريسك دستگيري كم
- توجيه پذيري عمل
- تصور كيفر پايين
- احساس اجحاف، درماندگي، ناكامي و خشم
نمودار در صفحه جداگانه
كليه نظرات كلارك را در قالب يك نمودار ترسيم نموديم. همچنين قابل ذكر است كه محققان بسياري (گلداستون 1998، 1190 با هوبر، همان با استنفس مير 1989) كوشيدهاند تا رابطه ونداليسم را با برخي از عوامل و متغيرهاي اجتماعي، جمعيتي ، محيطي و رواني بسنجند كه در اينجا به دليل ذيق وقت فقط به ذكر نام اين متغيرها اكتفا ميكنيم متغيرهاي نامبرده عبارتند از :1) سن و جنس 2) تراكم جمعيت 3) ناسازگاري 4) عوامل خانوادگي 5) تفريح 6) عوامل مربوط به خود دستگاهها و مسائل 7) پديدهي گلوله برقي. همچنين قابل ذكر است كه با توجه به نظرات فوق در زير به ترسيم مدل علي و الگوي نظري پژوهش ميپردازيم.
نتايج و يافتههاي تحقيق:
بر اساس نظرات صاحب نظران و تحليل گران علوم اجتماعي و روانشناسي بايد گفت كه به وجود آمدن يك فرد وندال تابع علل و عوامل اجتماعي و رواني مختلفي ميباشد. كه مهمترين عاملي كه به نظر ميرسد تاثير بسزايي در گرايش جولنان به انحراف دارد، تاثير خانواده بربزهكاري جوانان ميباشد. خانواده كوچكترين و در عين حال مقدسترين سلول اجتماعي به شمار ميرود كه بر اساس يك اتحاد معنوي، خوني و اجتماعي استوار گرديده است. جامعه شناسان معتقدند كه خانواده بيش از محيطهاي ديگر وظيفه تربيت اخلاقي و معنوي طفل و به تعبير ديگر نقش اجتماعي كردن كودكان و نوجوانان را بر عهده دارد.
هر گونه روابطي كه بين والدين بر فرازباشد به مثابه الگوي است كه كودك خودش را با آن هماهنگ ميكند و بواقع اگر تنش را مشاهده نمايد قطعاً ستيزه گر و اگر صلح و صفا را مشاهده كند قطعاً انساني صلح خواهد شد در بررسي يافتهها و نتايج بدست آمده از ميدان تحقيق، گوياي آن است كه بشترين فراواني در ميان پاسخگويان (گروه سني 24 سال به بالا) با 86 درصد ميباشد، همچنين توزيع فراواني جنسيت پاسهگويان حكايت از آن دارد كه از ميان كل حجم نمونه (37 درصد مردان) و 63 درصد زنان بودهاند. سطح تحصيلات پاسخگويان بيانگر اين مطلب است كه از كل نمونه مورد بررسي 38 درصد پاسخگويان در مقطع تحصيلي ليسانس و بالاتر ميباشد بررسي اشتغال والدين نشانگر اين بوده كه 51 از پدران شغل آزاد و 73 درصد از مادران خانه دار بودهاند. توزيع فراواني وضعيت مسكوني پاسخگويان حاكي از آن است كه 75 درصد از پاسخگويان داراي منزل شخصي بودهاند.در مجموع 89 درصد از والدين پاسخگويان با هم زندگي ميكردند. در پاسخ به اين سوال كه رفتار خانواده با شما چگونه است؟ 48 درصد از پاسخگويان رفتار خانواده را خيلي خوب توصيف كردهاند. همچنين نتايج بدست آمده گوياي آن است كه 71 درصد از پاسخگويان اختلاف و دعوا را در خانواده در حد خيلي كم و كم انتخاب نمودهاند. پاسخگويان در پاسخ به اين سوال كه آيا شما تا به حال كلمه ونداليسم(تخريب اموال عمومي)را شنيدهايد:نتايج نشان ميدهد كه41 درصد از پاسخگويان پاسخ بلي دادهاند نتايج بدست آمده گوياي آن است كه 55 درصد از پاسخگويان تفريحات خويش را به رفتن به پارك و سينما اختصاص دادهاند همچنين نتايج بدست آمده گوياي آن است كه 24درصد از پاسخگويان مرتكب ونداليسم شدهاند.بررسي نتايج بدست آمده نشان ميدهد كه پاسخگويان در پاسخ به اين سوال كه به نظر شما علت ونداليسم چيست: پاسخگويان علل خودخواهي، انتقامجويي و خصومت، جامعه، نارضايتي از زندگي از خود بيگانگي، غلبه تكنولوژي بر انسان را ذكر كردهاند. همچنين نتايج نشان ميدهد.
پاسخگويان در پاسخ به اين سوال كه به نظر شما علت ونداليسم چيست ؟ پاسخگويان علل خود خواهي، انتقامجويي و خصومت جامعه ، نارضايتي از زندگي، از خود بيگانگي، غلبه تكنولوژي بر انسان را ذكر كردهاند. همچنين نتايج نشان ميدهد كه 77درصد از پاسخگويان اظهار داشتهاند كه نظارت اجتماعي نميتوانند عاملي براي كنترل ازدياد اعمال تخريبي باشد. 84درصد از پاسخگويان، عدم رشد كافي شخصيت فرد و جامعهپذيري فرد، ميتواند عاملي براي اعمال تخريبي باشد در بررسي فرضيات پژوهش، نتايج نشان ميدهد كه: 1) بين رفتار خانواده با فرد و ارتكاب رفتار نابهنجار ونداليسم رابطه معنا دار وجود ندارد. 2) بين تمايا به گذران اوقات فراغت با كارهاي خطرناك و هيجان آور و ارتكاب نابهنجار (ونداليسم) رابطه معنا داري وجود ندارد.3)با توجه به سطح معنا داري محاسبه شده براي آزمون خي دو كه كمتر از 1% رد شده و فرضيه پژوهشي مبني بر وجود رابطه بين متغيرهاي مورد بررس، تاييد ده است، به عبارت ديگر با 99% اطمينان ميتوان اظهار داسشت بين تحريك پذيري فرد و ارتكاب رفتار نابهنجار (ونداليسم) رابطه معنا داري وجود دارد.4)با 99% اطمينان متوان اظهار داشت بين جلب توجه مردم و ارتكاب رفتار نابهنجار (ونداليسم) رابطه معنا داري وجود دارد. 5)با 95% اطمينان و 5% درصد خطا ميتوان اظهار داشت بين عدم قدرت قضاوت فرد و ارتكاب رفتار نابهنجار (ونداليسم) رابطه معنا داري وجود دارد. 6) با اطمينان 995 ميتوان اظهار داشت بين عصبانيت و ارتكاب رفتار نابهنجار (ونداليسم) رابطه معنا داري وجود دارد. 7) بين رشد كافي شخصيت و ارتكاب رفتار نابهنجار (ونداليسم) رابطه معنا داري وجود ندارد. 8) با 99% اطمينان ميتوان اظهار داشت بين كمبود توجه با توجه بيش از حدوارتكاب رفتار نابهنجار (ونداليسم) رابطه معناداري وجود دارد.
ارائه پيشنهادات و رهنمودهاي حاصل از يافتههاي پژوهش
الف) پيشنهادات
1) ونداليسم را ميتوان مانند هر مساله اجتماعي ديگر نمودي از ناهمانگي، نابساماني ، عدم كاركرد صحيح برخي نهادهاي زيربط آن مساله در جامعه داشت. اگر مساله اجتماعي را به مانند بيماري در جامعه تلقي نماييم، در اين صورت راهحلها و پيشنهاداتي را ميتوان جهت حل آن را ارائه كرد.
2) در نظر گرفتن استحكام و شكلفيزيكي مناسب (به لحاظ عدم امكان تخريب وسايل، امكانات و اماكن عمومي،(در اين رابطه به پژوهشها و آزمايشهاي آلن و گرين برگرد 1387) در رتردام ميتوان اشاره نمود، يعني استفاده از ماد و مصالحي كه كمتر مورد نظر اين گونه افراد (وندالها) است
3) آموزش تبليغ: توجه به امر آموزش و تبليغ، پيرامون موضوع ونداليسم از جمله راه حل ديگر ميباشد كه جهت حل اين مساله اجتماعي در برخي كشورها مورد توجه قرار گرفته است از جمله اين موارد آموزشي و تبليغي ميتوان به فقيلم كارتون بلندي اشاره نمود كه در كشور آمريكا ساخته شده و موضوع آن به طور صريح در رابطه با ونداليسم ميباشد
4) مطلوب ساختن شرايط محيط زيست : توجه به امور زيبا شناسي در ساخت اموال و احداث اماكن عمومي (از جهات گوناگون) و بهبود و اصلاح محيط زيست و زيبا سازي، وندالها را از دست زدن به خرابكاري منصرف ميكند و ميتواند به عنوان راه حلي مناسب براي مقابله با ونداليسم بكار آيد.
5) ايجاد در بوجود آوردن زمينههايي براي مشاركت مردم، در حل مشكل ونداليسم، بعنوان مثال در سوئد،دانشآموزان مدارس را طي برنامهاي به نظافت وسايل و اماكن عمومي دعوت كردند.
و به آنها دستمزد نيز داده شد، در انجام اين فعاليتها رسانههاي گروهي نيز مشاركتهاي فعالي را از خود نشان دادهاند
6) نظارت اجتماعي (كنترلهاي اجتماعي رسمي و غير رسمي)از جمله راه حلهاي ديگر مقابله با ونداليسم در برخي كشورها،استفاده از نيروي نظارت اجتماعي (كنترلهاي اجتماعي رسمي مانند ابزارهاي قانوني و پليس و كنترلهاي غير رسمي مانند ابزارهاي اخلاقي، ارزشي و فرهنگي) ميباشد. اميد كه تحقيق فوق بتواند گاهي هر چند كوتاه در راه برداشتن معضل ونداليسم در جامعه بردارد.
منابع
1) اشرف، احمد «كژرفتاري» مسايل انساني و آسيب شناسي اجتماعي ، مجموع گفتارهاي درسي، آموزشگاه عالي خدمات اجتماعي 1354.
2) پاتريس ژانورن، «ونداليسم، بيماري جهاني خرابكاري» ترجمعه ماهان فرخ.
3- فرجاد، محمد حسين «آسيب شناسي اجتماعي و جامعه شناسي انحرافات». انتشارات بدر.
4- محسني تبريزي، عليرضا (1374)، بررسي ونداليسم در تهران، موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران، تهران.
5- دو اصل،دي اي 1376)، پيمايش در تحقيقات اجتماعي ، ترجمعه هوشنگ نايبي، نشر في ، تهران،
6- كرج، ديويد، كراچفيد، ريچارداس، بلاكي، رجرتون ال ، (1347)، فرد و اجتماع، ترجمه محمود صناعي ، انتشارات زوار، تهران.
1- Bandura , Albert (1961) Tran smission of Aggression through Imitation if Aggressive Models journal of A bnorman and sovial psychology
2- Clarke R (1991-1998) Tacking van dalism A Home office Research unit Report vol . IIilandon.
نو یسند گا ن: عا لیه شکر بیگی , فا طمه محمد ی را د